شيخ حسين انصاريان
131
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
نداشتند ، موجوديت خود و يارانش را در پيشگاه خداوند عزيز اينگونه نشان داد . اثْنى عَلَى اللّهِ أحْسَنَ الثَّناءِ وَأحْمَدُهُ عَلَى السَّرَّاءِ والضَّرَّاءِ أحْمَدُكَ اللَّهُمَّ عَلى أنْ أكْرَمْتَنا بِالنُّبُوَّةِ وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْانَ وَفَقَّهْتَنا فى الدينِ وَجَعَلتَ لَنا أسْماعاً وَأبْصاراً وَأفئِدَةً فَاجْعَلْنا مِنَ الشَّاكِرينَ « 1 » . خدا را ثنا و سپاس مىگويم به نيكوترين و كاملترين سپاس بر تمام خوشىها و هر چه رنج و مصيبت و مشكل در راه رسيدن به لقاى اوست ، با تمام وجودم حضرت حق را شكر مىگزارم . بار الها ! حمد و ثنا مخصوص به وجود مقدس توست كه ما را به نور نبوت و آشنايى با پيامبر و عمل به دستور او و آگاهى به قرآن و فهم دين گرامى داشتى و براى ما گوشها و چشمها و قلبها براى درك حقايق قراردادى و توفيق عنايت كردى كه تا امشب كه شب پايان زندگى محدود دنيايى ماست از تمام اين وسايل در راه بندگى تو بهرهمند شويم ، پس اى محبوب و معشوق من ! همهء ما را از گروه بندگان شاكرت به حساب آور . راستى مست معرفت و شيداى عمل براى محبوب و عاشق وارسته و عارف جان باخته و عالم عامل و آگاه بصير و داناى خبير و پروانهء شمع وجود حق ، با جان و مال و زن و فرزند و زبان و بيان و فكر در راه معشوق و براى محبوب چه مىكند ؟ آيا چنين انسانى جز محبوب مىبيند و غير معشوق مىشناسد و چيزى غير او مىطلبد و غير او مىگويد و جز راه او مىپويد ، به حقيقت معشوق قسم است نه ، عاشق با همهء وجود ، همه وجود معشوق را مىبيند و مىخواهد و بس و جز او از
--> ( 1 ) - الارشاد : 2 / 91 ؛ روضة الواعظين : 1 / 183 ، مجلس فى ذكر مقتل الحسين عليه السلام ؛ بحار الأنوار : 44 / 392 ، باب 37 .